مدافع منافع اعراب یا غرب؟
به گزارش سپاه نیوز، سردار یدالله جوانی در یادداشتی نوشت؛ شورای همکاری خلیج فارس از منافع چه کسی یا کسانی دفاع میکند؟ این یک پرسش اساسی در برابر رفتار سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از زمان تشکیل این شورا تا کنون است.
بههرحال، تاریخ در مورد عملکرد این شورا، سیاستها و جهتگیریهای آن قضاوت خواهد کرد. از زمان تشکیل شورای همکاری خلیج فارس در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۵۹ تا کنون بیش از چهار دهه میگذرد. تحلیل بیانیهها و موضعگیریهای این شورا نشان میدهد این شورا برخلاف فلسفۀ وجودی اعلامی طبق اولین بیانیۀ رسمیاش، پیش و بیش از آنکه به دنبال تأمین منافع کشورهای عضو و همچنین منافع مسلمانان و اعراب باشد، در چهارچوب مطالبات، نقشهها و سناریوهای غربیها در منطقه عمل میکند.
سه عاملِ وقوع انقلاب اسلامی در ایران، اشغال افغانستان و جنگ عراق علیه ایران در شهریور ۱۳۵۹ سبب شد تا سران شش کشور حوزۀ خلیج فارس شامل عربستان، قطر، امارات، عمان، کویت و بحرین، در بهمن سال ۱۳۵۹ این شورا را با هدفِ اعلامیِ تأمینِ منافع مشترک تأسیس نمایند.
از کارویژههای این شورا در طول جنگ تحمیلی هشتساله علیه ملت ایران، همراهی و حمایتهای همهجانبه از صدام و رژیم بعث عراق در این تجاوز آشکار بود. رفتارهای برخی از کشورهای عضو این شورا در طول ۴۴ سال گذشته نشان میدهد اولویت اصلی آنان در منطقه، حفاظت از منافع غرب به دلایل مختلف است؛ از جمله این دلایل، وابستگیهای همهجانبۀ نظامهای سیاسی برخی از این کشورها به غرب است.
بر همین اساس، به اقتضای شرایط، در بیانیههای این شورا مرتب یک ادعای واهی و بدون مبنای حقوقی و تاریخی در مورد جزایر سهگانۀ ایرانی در خلیج فارس شامل ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک مطرح و تکرار میشود.
در حالی که جمهوری اسلامی همواره به دنبال تحکیم روابط با کشورهای همسایه و بهویژه کشورهای حاشیۀ خلیج فارس بوده است، اما از آنجا که غربیها و بهویژه آمریکاییها این همکاریهای منطقهای را در تعارض با منافع زیادهخواهانۀ خود در غرب آسیا و خصوصاً در حوزۀ خلیج فارس و دریای عمان ارزیابی میکنند، به اشکال مختلف تلاش میکنند تا این روابط تحکیم و گسترش پیدا نکند.
از جمله راهبردهای غربیها در همین راستا، دامنزدن به اختلافات و از جمله برجستهسازی ادعاهای بیمبنا در خصوص جزایر ایرانی است. اینبار و پس از دفاع مقتدرانۀ ملت ایران در جنگ تحمیلی ۱۲ روزۀ آمریکا و اسرائیل غاصب، و در شرایطی که این پیروزی به همراه حمایتهای گستردۀ ملت ایران از مردم غزه و مقاومت فلسطینیها، موقعیت و محبوبیت جمهوری اسلامی و ایرانیها را در جهان اسلام و میان اعراب ارتقای قابل توجهی بخشیده است، بهناگاه و مجدد در بیانیۀ پایانی نشست چهلوششم سران شورای همکاری خلیج فارس، موضوع جزایر سهگانۀ ایرانی با ادبیات خاص مطرح میشود.
این بیانیه، در حالی که همۀ نقشههای تاریخی و اسناد معتبر تاریخی، حاکمیت دیرینۀ ایران بر این جزایر را اثبات میکند، در ادعایی بیاساس و تکراری این جزایر را متعلق به امارات اعلام میکند!
بهطور قطع، اینگونه موضعگیریها و رفتارها تنها و تنها تأمینکنندۀ منافع غربیها از طریق دامنزدن به اختلافات میان کشورهای اسلامی در این شرایط حساس است. البته رفتارهای تعدادی از کشورهای عضو این شورا در موضوعهای دیگر هم نهتنها در راستای منافع امت اسلام و کشورهای عربی نبوده، بلکه بهوضوح منافع بیگانگان و دشمنان اسلام را تأمین کرده است. راهانداختن جنگ با یک ائتلاف عربی علیه یمن به مدت طولانی، نابودسازی عمدۀ زیرساختهای این کشور و کشتن و آوارهکردن صدها هزار یمنی، بهراهانداختن جنگ داخلی خانمانسوز در سودان با سرمایهگذاری اماراتیها از یک سو، و سکوت مرگبار در قبال جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیها و خصوصاً مردم غزه، و همچنین همراهی برخی از این کشورها با اسرائیل غاصب و آمریکا در پروژۀ نابودی و خلع سلاح گروههای مقاومت از سوی دیگر، همگی حکایت از آن دارد که رویکردهای اتخاذشدۀ برخی از کشورهای عضو این شورا، نهتنها در چارچوب و در راستای تأمین منافع مسلمانان و حتی اعراب نیست، بلکه تأمینکنندۀ منافع غرب و عمدتاً به ضرر مسلمانان و اعراب است.
جمهوری اسلامی بارها و بارها اعلام کرده و در عمل هم اثبات نموده است که تهدیدی علیه هیچیک از همسایهها و کشورهای اسلامی نیست. مقامات ایرانی همواره بر این نکتۀ مهم تأکید کردهاند که سیاست ایرانهراسیِ غربیها در چارچوب سیاستِ «تفرقه بینداز و حکومت کن» انگلیسیها از یک سو، و بسترسازی برای فروش تسلیحات و جنگافزارهای شرکتهای تولیدکنندۀ سلاح در غرب و خصوصاً آمریکا از سوی دیگر است.
سیاست جمهوری اسلامی در ۴۶ سال گذشته، همکاریهای مشترک منطقهای در حوزههای گوناگون و بهویژه در حوزۀ امنیتی در خلیج فارس بوده و هست.
جمهوری اسلامی بارها، ضمن تأکید بر دفاع مقتدرانه از تمامیت ارضی و حفظ وجببهوجب خاک ایران و از جمله جزایر سهگانه بهعنوان بخش لاینفک کشور عزیزمان، بهترین مدل تأمین امنیت در خلیج فارس بهعنوان یک منطقۀ راهبردی را «نظام امنیت دستهجمعی» اعلام کرده است.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته، با توجه به داشتن بیشترین ساحل آبی به وسعت ۱۲۵۰ کیلومتر با خلیج فارس و امتداد آن تا دریای عمان از یک سو، و همچنین با توجه به برخورداری از یک نیروی دریایی قدرتمند و کارآمد از سوی دیگر، برای تأمین امنیت این منطقۀ راهبردی، بر سیاستها و راهبردهای زیر تأکید داشته و دارد:
۱. حفظ امنیت و ثبات منطقه به عهدۀ کشورها و دولتهای همجوار خلیج فارس است.
۲. ضرورت خروج بدون قید و شرط نیروهای خارجی و بهویژه آمریکاییها از منطقه که خود مهمترین عامل ناامنی هستند.
۳. گسترش همکاریهای اقتصادی، فرهنگی، علمی و امنیتی در راستای منافع مشترک میان کشورهای همجوار با خلیج فارس، بهترین راه برای ساخت یک منطقۀ قوی و باثبات است.
این راهبردها و سیاستها بارها در بیانات مقامات جمهوری اسلامی، بیانیههای وزارت امور خارجه و همچنین بیانات رهبر حکیم انقلاب اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است.
حضرت امام خامنهای مدّ ظلّهالعالی در همین خصوص چند سال قبل با اشاره به دشمنیها و دخالتهای بیگانگان در منطقه و حوزۀ خلیج فارس فرمودند:
«این منطقه از جهان، یکی از حساسترین مناطق دنیا و جزئی از عالم اسلام است که ذخائر خدادادی آن باید به بهترین وجهی مورد استفادۀ امت اسلام قرار گیرد و برای نیل به این مقصود، باید به دخالتهای نیروهای خارجی در این منطقه خاتمه داده شود و امنیت منطقه با همیاری و همکاری ملتهای منطقه بر پایۀ اخوت اسلامی برقرار شود. ما بارها اعلام کردهایم که دست دوستی همسایگان خود را به گرمی خواهیم فشرد و همواره خواهان همبستگی بر اساس اخوت اسلامی بوده و هستیم.»
یدالله جوانی