رشت، موزهی زندهی عبرت شد!
راست میگفت سردار دلها که جمهوری اسلامی حرم است و هر اهانتی به این حرم شود باید از آن دفاع کرد و حالا رشت که با خیانت و اهانت دشمنان و سوختن در آتش فتنه به یک موزه عبرت زنده بدل شده را باید در آغوش کشید و نا اهلان را مجازات کرد.
به گزارش سپاه نیوز، میگفتند غم نان داریم. مگر ما نداشتیم؟ میگفتند مطالبه داریم. مگر ما نداشتیم؟ میگفتند خستهایم. مگر ما نبودیم؟اما غم نان و مطالبه کجا و دریدن مال مردم کجا؟ غم نان کجا و سوزاندن امید و سرمایه همنوع کجا؟مطالبه نکردند، بیرحمی کردند. اعتراض نکردند، اغتشاش کردند. مردانه رفتار نکردند، به همدیگر نامردی کردند.نه فقط بازار را سوزاندند، که امید و سرمایه همشهریهایشان را سوزاندند. نه فقط بانکها را آتش زدند که به اعتبار و سرمایههای کشور لطمه زدند.همه اینها هیچ. مگر مسجد خانه خدا نیست؟ مگر همین مساجد مرحمی برای زخمهایشان نبود؟ مگر در مساجد ذکر حسین ابن علی گفته نمیشد؟ و برای مظلومیت سالار شهیدان نوحهها خوانده نمیشد؟مساجدی که تا چند روز پیش کودک و پیر و جوان در آن سه روز معتکف بودند و عطر خدا را با دهان روزه بر گلدستههای مسجد معطر کرده بودند. اکنون باید با نگاه به بقایای سوخته قدیمیترین مسجد رشت؛ مسجد حاج مجتهدی که هر ساله در اعیاد و عزاداریها میزبان مردم ولایتمدار رشت بود را به تماشا می نشستند و میگریستند.
امروز که برای دفاع از ایران جانمان به میدان شهدای ذهاب میرفتیم تا آشوبگر را بر سر جای خود بنشانیم در مسیر خود تخریبهای شب گذشته را دیدیم و حسرت خوردیم.بازاریان و مردم بر سر در مغازههای خود که از آشوب نفوذیها و خود فروختههای داخلی جزغاله شده بود؛ نوشتند: "اینجا به دست مزدوران آمریکایی تخریب شده است!
بازاریان و کسبه میدانند رسم اعتراض و مطالبه با آشوب و تخریب فرق دارند و صف مطالبات خود را خیلی زود از اغتشاشگران جدا کردند اما دودِ این آتش به چشم همه میرود. فرقی بین مذهبی و نیروی نظامی و بازاری نیست. آشوبگر به دنبال تخریب است. از اموال عمومی و بیت المال گرفته تا اموال شخصی و سرمایههای مردم.
اینجا مردم هستند که باید هوشیار باشند و راهشان را جدا کنند. مثل جمعیتی که عصر امروز در میدان شهدای ذهاب گرد هم آمدند تا بار دیگر به همه نشان دهند این میدان؛میدان شهادت است نه فقط میدان شهرداری رشت. از این میدان باید ذهاب کرد؛ رفت، پر کشید به سمت بهترینها و جای خودفروخته در این میدان نیست.
امروز دیگر فقط جای یک قشر نبود. همه اقشار آمده بودند. برای حمایت از ایران اسلامی. برای فریاد نه به فتنهگر سر دادن و برای آگاه ساختن هم نوعان خود. تا بگویند با مطالبه میشود آبادی ساخت اما با اغتشاش فقط میتوان سوخت!مثل رشتی که در آتش خشم و کینه ناجوانمردانه سوخت و خاکستر شد. مثل شهید حمید سلمان پیشه که در تقابل یا آشوب فتنهگران به شهادت رسید و مثل شهیده مرضیه نبویزاده که در راه خدمت به یک بیمار در آتش کینه دشمن سوخت و اثری از او باقی نماند!
مردم قرآنهای سوخته مساجد را در دست گرفته و بالای سر برده و رجز میخوانند. گاهی اشک میریزند و نوحه میخوانند. دلشان به کلام خدا خوش است و امید به رحمانیت او دارند. برای آنها که فریب خورده غصه میخورند و دعا میکنند و برای حرامیهایی که نقشههای دشمن را در داخل پیاده میکنند نفرین میفرستند و حوالهشان میدهند به صاحب کتاب مقدس و کلام الله مجید تا خودش به زودی آنان را در آتش فتنهشان بسوزاند.
ما برای اینکه نام جاوید وطن را همیشه اسلامی بنامیم خونها داده ایم. جوانها دادهایم. حمیده و مرضیهها دادهایم تا ذرهلی از خاک این وطن دست نااهلان نیفتد. امروز هم با این حضور پرشور باز این را ثابت کردیم که مردم هشت دی هستیم. فرزندان میرزا هستیم و برایمان فرقی نمیکند شهریور ۱۳۲۰ باشد یا دی ماه ۱۴۰۴ برای آرمان میرزا کوچک که استقلال و اسلامیت بود؛ برای آرمان شهید املاکی که دفاع از وطن بود و برای هدف بزرگ حسین قمی که دفاع از مظلوم بود سراز پا نمیشناسیم و تا پای جان ایستادهایم.
امروز زنان و مردان رشتی نوزادان خود را به آغوش کشیده و دست فرزندان خود را گرفته و در صحنه حضور داشتند تا مشت محکمی بر دهان هرکه به خود اجازه تعرض به نظم و امنیت داده بزنند و خاموشان کنند.
و به آنان بیاموزند برای دفاع از این حریم الهی باید از کودکی حامی این پرچم سه رنگ باشند و خود را برای ایام سخت آماده نگه دارند.آنها عشق به وطن را از کودکی با شیر خود نوشیدهاند و با این غیرت رشد خواهند کرد.
میدان شهدای ذهاب پُر بود از ولایتمدارانی که آمده بودند تا به ولی فقیه خود بگویند برای هر دستوری آمادهاند. برای هر اتفاقی از جان گذشتهاند. یکی عکس همسر شهیدش را پسر شهیدش را در دست داشت و هنوز هم امید به جاودانی ایران. دیگری عکس سردار دلها را بالای سر برده بود و جای خالیاش را با جان و دل حس میکرد.
امروز که برای دفاع از ایران جانمان به میدان شهدای ذهاب میرفتیم تا آشوبگر را بر سر جای خود بنشانیم در مسیر خود تخریبهای شب گذشته را دیدیم و حسرت خوردیم.بازاریان و مردم بر سر در مغازههای خود که از آشوب نفوذیها و خود فروختههای داخلی جزغاله شده بود؛ نوشتند: "اینجا به دست مزدوران آمریکایی تخریب شده است!
بازاریان و کسبه میدانند رسم اعتراض و مطالبه با آشوب و تخریب فرق دارند و صف مطالبات خود را خیلی زود از اغتشاشگران جدا کردند اما دودِ این آتش به چشم همه میرود. فرقی بین مذهبی و نیروی نظامی و بازاری نیست. آشوبگر به دنبال تخریب است. از اموال عمومی و بیت المال گرفته تا اموال شخصی و سرمایههای مردم.
اینجا مردم هستند که باید هوشیار باشند و راهشان را جدا کنند. مثل جمعیتی که عصر امروز در میدان شهدای ذهاب گرد هم آمدند تا بار دیگر به همه نشان دهند این میدان؛میدان شهادت است نه فقط میدان شهرداری رشت. از این میدان باید ذهاب کرد؛ رفت، پر کشید به سمت بهترینها و جای خودفروخته در این میدان نیست.
امروز دیگر فقط جای یک قشر نبود. همه اقشار آمده بودند. برای حمایت از ایران اسلامی. برای فریاد نه به فتنهگر سر دادن و برای آگاه ساختن هم نوعان خود. تا بگویند با مطالبه میشود آبادی ساخت اما با اغتشاش فقط میتوان سوخت!مثل رشتی که در آتش خشم و کینه ناجوانمردانه سوخت و خاکستر شد. مثل شهید حمید سلمان پیشه که در تقابل یا آشوب فتنهگران به شهادت رسید و مثل شهیده مرضیه نبویزاده که در راه خدمت به یک بیمار در آتش کینه دشمن سوخت و اثری از او باقی نماند!
مردم قرآنهای سوخته مساجد را در دست گرفته و بالای سر برده و رجز میخوانند. گاهی اشک میریزند و نوحه میخوانند. دلشان به کلام خدا خوش است و امید به رحمانیت او دارند. برای آنها که فریب خورده غصه میخورند و دعا میکنند و برای حرامیهایی که نقشههای دشمن را در داخل پیاده میکنند نفرین میفرستند و حوالهشان میدهند به صاحب کتاب مقدس و کلام الله مجید تا خودش به زودی آنان را در آتش فتنهشان بسوزاند.
ما برای اینکه نام جاوید وطن را همیشه اسلامی بنامیم خونها داده ایم. جوانها دادهایم. حمیده و مرضیهها دادهایم تا ذرهلی از خاک این وطن دست نااهلان نیفتد. امروز هم با این حضور پرشور باز این را ثابت کردیم که مردم هشت دی هستیم. فرزندان میرزا هستیم و برایمان فرقی نمیکند شهریور ۱۳۲۰ باشد یا دی ماه ۱۴۰۴ برای آرمان میرزا کوچک که استقلال و اسلامیت بود؛ برای آرمان شهید املاکی که دفاع از وطن بود و برای هدف بزرگ حسین قمی که دفاع از مظلوم بود سراز پا نمیشناسیم و تا پای جان ایستادهایم.
امروز زنان و مردان رشتی نوزادان خود را به آغوش کشیده و دست فرزندان خود را گرفته و در صحنه حضور داشتند تا مشت محکمی بر دهان هرکه به خود اجازه تعرض به نظم و امنیت داده بزنند و خاموشان کنند.
و به آنان بیاموزند برای دفاع از این حریم الهی باید از کودکی حامی این پرچم سه رنگ باشند و خود را برای ایام سخت آماده نگه دارند.آنها عشق به وطن را از کودکی با شیر خود نوشیدهاند و با این غیرت رشد خواهند کرد.
میدان شهدای ذهاب پُر بود از ولایتمدارانی که آمده بودند تا به ولی فقیه خود بگویند برای هر دستوری آمادهاند. برای هر اتفاقی از جان گذشتهاند. یکی عکس همسر شهیدش را پسر شهیدش را در دست داشت و هنوز هم امید به جاودانی ایران. دیگری عکس سردار دلها را بالای سر برده بود و جای خالیاش را با جان و دل حس میکرد.
یکی با دست خط خودش پلاکارد نوشته بود مطالباتش را جز به جز از ارگانها خواسته بود. میگفت که ما هم اعتراض داریم. درد معیشت داریم اما هیچکدام از این خواستهها ربطی به آنچه شب گذشته در رشت شاهد بودیم ندارد و نخواهد داشت. هرچیزی راه خودش را دارد و اغتشاش فقط کار دشمن است.
مردم امروز در شعارهایشان خواستار اشد مجازات برای اخلالگران نظم و امنیت و قاتلان شهدایمان بودند و با فریادهای یا حیدر و لبیک یا خامنهای ثابت کردند که: " اهل کوفه نیستند تا علی تنها بماند!"آری حاج قاسم ما راست میگفت که جمهوری اسلامی ما حرم است و هر وقت هرکس ذرهای قصد اهانت به این حرم را داشت؛ مردان و زنان مدافع این حرم باغیرت خود مشت محکمی بر دهان هر اهانتگری زده و خواهند زد.
مردم امروز در شعارهایشان خواستار اشد مجازات برای اخلالگران نظم و امنیت و قاتلان شهدایمان بودند و با فریادهای یا حیدر و لبیک یا خامنهای ثابت کردند که: " اهل کوفه نیستند تا علی تنها بماند!"آری حاج قاسم ما راست میگفت که جمهوری اسلامی ما حرم است و هر وقت هرکس ذرهای قصد اهانت به این حرم را داشت؛ مردان و زنان مدافع این حرم باغیرت خود مشت محکمی بر دهان هر اهانتگری زده و خواهند زد.
گزارش خطا
تازه ها