ممنون آقای نوپو!
به گزارش سپاه نیوز، جوانهای سیاهپوش در حالی که چهرههای خود را پوشاندهاند، آجرهای یک ساختمان نیمهکاره را به سوی پلیس پرتاب میکنند و خیابانی که تا ساعتی پیش محل رفتوآمد مردم بود، به گذرگاهی ترسناک برای تردد بدل میشود.
نیروی انتظامی، نیروهای امنیتی و پلیسهای نوپو برای فرونشاندن اغتشاش صف میکشند. یک مامور سوار بر خودروی کنترلِ شورش، خطاب به ساکنان این خیابان که صدای تیراندازی آنها را به تراس خانهها کشانده است، به فریاد، میگوید: همگی برید داخل، دارن تیراندازی میکنن.
پلیس، درگیری را از خیابانهای اصلی به کوچههای فرعی هدایت میکند تا آشوب را کنترل کند. حالا خیابان اصلی امن است اما از کوچهها صدای شلیک و سنگپرانی اغتشاشگران به گوش میرسد.
پلیسهای جوانی که شبیه رزمندگان دفاع مقدساند
آتشِ آتشافروزانِ بیرحم در میانِ خیابان زبانه کشیده و شب را روشن کرده است. جوانهای سیاهپوش پشت سطلهای بزرگ زباله کمین کردهاند تا باری دیگر با سلاحهای سرد و گرم به پلیس حملهور شوند اما در کسری از ثانیه غافلگیر میشوند و با حرکات تاکتیکی پلیسهای نوپو در چنگِ قانون اسیر میشوند.
بر سر تمامی چهارراهها نیروهای تامین امنیت آمادهباش و گوش به زنگ ایستادهاند. با چشمانی باز و حواسی جمع. همگی جواناند، شبیه همانهایی که در فکه و شلمچه و دو کوهه و فتحالمبین و کانال کمیل با دشمن جنگیدند و حالا در برابر ایادی داخلی و خارجی اینگونه سینه سپر کردهاند.
خیابانهایی که از آنِ مردماند
یک خودرو شخصی میخواهد به سمت خیابانِ آشوبزده بپیچد، خانهشان آنجاست. راننده شیشه را پایین میکشد و از رئیس پلیس اجازه ترد میخواهد. آقای نوپو کلاهش را برمیدارد و میگوید: بفرمایید! این خیابان و تمام خیابان های شهر متعلق به شماست.
چشمانش خسته اما نگاهش مهربان است. ادامه میدهد: شرایط تحت کنترل است فقط مراقب این پرچم باشید! پرچم سه رنگ ایران بر سینهاش میدرخشد.
پاسی از شب گذشته و حالا خیابانها امن شدهاند. کارگران شهرداری مشغول جمعآوری پارههای آجر و زبالههای آتشگرفتهی کف خیابان هستند تا راه برای مردمی که صبح میخواهند به دنبال کار و زندگیشان بروند پاکیزه باشد.