جنگ روایت اتحاد ایرانی، در مقابل اغتشاشات غیر ایرانی
به گزارش سپاه نیوز، سیده زهرا فوج کارشناس مسائل رسانه ای، در یادداشتی به جنگ روایت ها پرداخت. در متن این یادداشت آمده است که:
جنگ روایتها یا جنگ اپوزیسیون ها؛ جنگ روایتها، در این برهه زمانی اختلاف نظرها را درهم شکست، به جای اینکه همراهی کند با اپوزیسیون ها.
این تغییر اختلاف ها و تفسیرها از وقایع جاری اشاره به اختلاف نظر رسانه ها و شبکه های اجتماعی و بین گروهی احزاب سیاسی داخلی و خارجی و اجتماعی دیده می شود که بیشتر باعث آسیب به آن ها شد تا اینکه آنان را در مسیر و بستر رشد (به قول خودشان) ببرد.
در این جنگ عللی همچون ناامنی اطلاعاتی، قطب بندی سیاسی، نقش آفرینی شبکه های اجتماعی و منافع سیاسی جریانی بیشتر نبود که این علل، حجم زیاد اطلاعات جعلی را روانه نگاه و روان مردم در جامعه کرد.
جنگ روایتهای اخیر به اختلاف نظرها و تفسیرهای متفاوت از وقایع جاری اشاره دارد، این اختلاف نظرها اغلب در رسانهها، شبکههای اجتماعی و بین گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی دیده میشوند.
این حجم زیاد از اطلاعات و اخبار در دسترس باعث شد، تشخیص صحت و سلامت بودن آنها را دشوار تر شود و بعد از آن افزایش قطببندی سیاسی، افراد را متمایل به روایت پردازی کرد تا جایی تمایل داشته باشند روایتهایی را بپذیرند که با دیدگاههای آنها همخوانی دارد و لاغیر.
شبکههای اجتماعی نیز از دریای پر از ماهی، ماهی گل آلود خود را انتخاب و برای آن شروع به اشک تمساح ریختن کردند و به سرعت انتشار این اطلاعات را تسهیل کردند اما در عین حال به گسترش اخبار جعلی و روایتهای جانبدارانه نیز کمک شایانی داشتند که با مسدود سازی این میدان، پارچ و لیوان یک بار مصرف پر از ماهی تحویل گرفتند.
گروهها و افراد مختلف سیاسی داخلی و خارجی، برای پیشبرد منافع خود نیز روایتهای خاصی را ترویج کردند، از نگاه آنان این دریای پر از ماهی نیاز به اعتماد سازی متقابل دارد اما با بی اعتمادی عمومی که از سال ۱۳۸۸ از رسانه ملی نشأت می گیرد، روبرو شدند اما رسانه ملی همانند برهه زمان جنگ ۱۲ روزه که پرچم سه رنگ الله نشان، را زینت بخش برنامه ها کرد، در این زمان نیز خوش درخشید، با برنامه های تبیینی درست، به موقع و صحت سنج.
این جنگ نگاه ها، پیامدهای چون بیاعتمادی عمومی، تقویت قطب بندی و تضعیف دموکراسی را همراه خود کرد.
افزایش بیاعتمادی به رسانهها، دولت و سایر نهادهای اجتماعی به همراهی تشدید اختلافات و کاهش امکان گفتوگو و سازش و اختلال در فرآیند تصمیمگیری و تضعیف مشروعیت نهادهای دموکراتیک باعث شد، تا روایت اول مؤثر که ارتباط مستقیم بین قدرت و وضعیت عاطفی پایانی مخاطب ها را در بر دارد، مورد تاثیر نفوذ و هجمههای بی پایان پارچ و لیوان گل آلود شود.
اضمحلال دموکراسی و کمرنگ شدن حقیقت طلبی، در دورانی که حقیقت دستخوش هوشی مصنوعی و بدون ادراک شده، در حال رقم خوردن است اما در جامعه ایرانی، اکنون شخصیت ها و نگرش ها، شایعه و اخبار جعلی رنگ از چهره خود برداشته و همه چیز را عیان کرده اند.
خبر حقیقت و روایت نادرست دو کفه ترازوی زیرروکشی پنهان، مشروعیت جامعه است، خلاء خبر حقیقت شهروندان را به سمت دوری از رسانه های حقیقت طلب می برد اما رسانه های رسمی و جریان خبری کشور از این گونه فاصله گرفتن ها با نمایش اخبار پینوکیویی کاسته است.
حباب فیلتر و یا محدود سازی، اثر تشدید اخبار نادرست را کاهشی ساخته اما مخاطبین و اشخاص بر این باورند که این حباب تفرقه سایبری را ایجاد کره است.
در حوادث اخیر ایران، جنگ روایتها حول محور دلایل اعتراضات، هویت اغتشاشگران و واکنش دولت شکل گرفته است، اعتراضات توسط عناصر ضد انقلاب و با حمایت قدرتهای خارجی تحریک شد و هدف تخریب و ایجاد ناآرامی در کشور بود و است، اما نگاه بیرونی به این اعتراضات؛ اعتراضات ناشی از نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی گسترده، از جمله گرانی، بیکاری و محدودیتهای سیاسی است و اغتشاشگران، مردم خشمگین و ناامید هستند.
پیچیدهتر شدن درک واقعی وقایع در این شرایط، ارزیابی اطلاعات و توجه به منابع متنوع و مستقل را ضروری تر کرده است، جنگ روایتها در اعتراضات اخیر ایران، یک پدیده پیچیده است که ریشه در عوامل مختلفی دارد و درک این پدیده و ارزیابی انتقادی اطلاعات، برای درک بهتر وقایع و مشارکت آگاهانه در جامعه ضروری است.
مشکل در رسیدن به واقعیت ها است، در نهایت، این جنگ روایتها باعث میشود درک صحیح از وقایع به شدت دشوار شود، در شبکههای اجتماعی روایتهای متفاوتی از حوادث منتشر میشود که اغلب جانبدارانه و بر اساس احساسات است.
این جنگ روایتها باعث افزایش بیاعتمادی و تضعیف گفتوگو ها شده است.
عناصر ضروری و فوری این جنگ نگاه ها، انگیزه و شخصیت هایی بودند و شدند که حتی همین ماهی های گل آلود نیز دیگر برای اهداف آنان نمی رقصند...