سردار احیاگر طرح‌های بر زمین مانده

به مناسبت سالروز شهادت سردار سرلشکر پاسدار نورعلی شوشتری/

سردار احیاگر طرح‌های بر زمین مانده

سردار احیاگر طرح‌های بر زمین مانده
سردار حسن رستگار پناه گفت: قبل از شوشتری، طرح‌های زیادی تهیه شده ولی ابتر مانده بود. او آمد بر اساس وضعیت منطقه(غرب) در طرح‌ها تغییراتی داد، طوری که با اجرای آنها امنیت منطقه تثبیت شد.
کد خبر: ۳۹۷۹۵
يکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۰

به گزارش سپاه نیوز، سردار شهید نورعلی شوشتری در سال 1327 در روستای سرولایت نیشابور به دنیا آمد. وی در کارنامه‌اش در زمان جنگ، فرماندهی قرارگاه نجف را دارد. وی بعدها به فرماندهی لشکر 5 نصر، فرماندهی قرارگاه حمزه و جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه و از ابتدای سال 1388 به فرماندهی قرارگاه قدس در زاهدان منصوب شد.


شهید شوشتری در تاریخ 26/7/1388 در حالی که در راستای عمل به سیره نظری خویش، یعنی حفظ وحدت و همگرائی و نزدیکی  اقوام و مذاهب، در حال برگزاری همایش اتحاد سران طوایف در سیستان و بلوچستان بود، در عملیاتی انتحاری که از سوی وهابیون تکفیری طراحی شده بود، به همراه 14 نفر دیگر از سرداران و افراد حاضر در این همایش به شهادت رسید.


روایت سردار حسن رستگار پناه

سردار حسن رستگار پناه که بعد از سردار شوشتری جایگزین وی در سمت فرماندهی قرارگاه حمزه سید الشهدا (ع) می‌شود؛ در کتاب تاریخ شفاهی خاطرات خود با عنوان «کردستان در بحران امنیت و محرومیت» بیان می‌دارد؛ در دوره فرماندهی شوشتری (نیمه اول دهه 80شمسی)، وضعیت سیاسی، اجتماعی و روانی جامعه در مناطق کردنشین شبیه دوره کاظمی بود و ضد انقلاب به ندرت در جغرافیای طبیعی و انسانی این مناطق حضور فیزیکی داشت.


یادم نیست در آن مقطع، ضد انقلاب، عملیاتی اجرا کرده یا اقدامات تخریبی انجام داده باشد. در آن زمان، موضوع جدیدی پیش آمده و آن حضور پر رنگ و فعالیت گروه پ.ک.ک. در آن مناطق، بویژه در استان آذربایجان غربی بود.


اولین موضوع در دوره فرماندهی شوشتری، حضور فیزیکی و نظامی عناصر گروه پ.ک.ک. بود که در بعضی مناطق به راحتی تردد می‌کردند و ما هم با اختلاف سلیقه و روشی که داشتیم، با آنها برخورد جدی نمی‌کردیم.


دومین موضوع، فضا و بستری بود که در طول بیست سال در آن مناطق شکل گرفته بود. سطح فرهنگی مردم در مناطق کردنشین، در آن سال‌ها به شدت افزایش پیدا کرده بود.


ارتباطات فرامنطقه‌ای چه با عقبه کشور در داخل و چه خارج از کشور زیاد شده و دستگاه‌های تبلیغاتی و روانی کردی بسیار بیشتر شده بود. پ.ک.ک. امکانات ماهواره‌ای در اختیار داشت و امکان استفاده از ماهواره در بین قومیت کرد در داخل ایران توسعه پیدا کرده بود.

 
در دوران بیست ساله پس از انقلاب، پای بسیاری از جوانان روستائی به دانشگاه‌ها باز شده و عده‌ای از آنها فارغ التحصیل هم شده بودند.


اوج فعالیت‌های گروه پ.ک.ک. در دوره فرماندهی نورعلی شوشتری در قرارگاه حمزه بود و او وضعیت ویژه‌ای را تجربه می‌کرد.


شوشتری در قرارگاه حمزه به شدت دنبال اقدامات توسعه‌ای بود و تلاش می‌کرد که شورای تامین ویژه غرب کشور و دستگاه‌های دیگر را برای مشارکت در طرح هائی که در زمان ایشان تائید شده بود، فعال‌تر کند.


او قصد داشت در زمینه توسعه فرهنگی در سطح منطقه، اقداماتی را انجام بدهد، ولی در سلسله مراتب، از رویه‌ای که در پیش گرفته بود، حمایت کافی نمی‌شد.


شوشتری اعتقاد صددرصد داشت که باید ارتباطش با مردم را در زمینه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی افزایش دهد. او می‌کوشید برای حفظ روحیه نیروها، نیازهای آنها را در درون سازمان تامین کند. در بیرون سازمان هم به دنبال افزایش تعاملات بود.


هم زمان با این فعالیت‌ها، گروه پ.ک.ک شروع به عضو گیری، آموزش و سازماندهی نیرو داخل ایران کرد. علاوه بر این، فعالیت‌های سیاسی هم انجام می‌داد و از نظر روانی هم روی مردم کار می‌کرد.


در جلساتی که با وی داشتیم، تاکید می‌کرد؛ مشکلات ساختاری و سازمانی درون سپاه باید به سرعت حل شود. در زمینه فعالیت‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هم معتقد به هم گرائی و ارتباط با مردم بود، نه واگرائی.


در واقع یکی از کارهایی که در آن مناطق دنبال می‌شد؛ جلوگیری از انحرافات اعتقادی بود. محمد بروجردی، احمد کاظمی، نورعلی شوشتری و دیگر فرماندهان، همگی این موضوع را دنبال می‌کردند تا انحرافات فرهنگی که در آنجا وجود داشت، زیاد نشود و برای اصلاح آنها اقدام شود.


در این باره، راهکارهای گوناگونی در پیش گرفته می‌شد؛ احترام به مردم و هویت اجتماعی- فرهنگی- شخصیتی آنها یکی از راهکارها بود. این رفتار سبب می‌شد که متنفذان و معتمدان محلی به آنها اعتماد کنند و ارتباطشان با آنان را روز به روز بیشتر کنند.


در دوره فرماندهی ایشان، حوادثی در درون مجلس اتفاق افتاد. نمایندگان کرد مجلس با مطرح کردن خواسته‌ها و ایده هائی خاص، رسماً از پ. ک. ک. پشتیبانی کردند. این موضوع بازتاب خاص سیاسی و اجتماعی در درون جامعه داشت.


شوشتری به خدمات عمرانی و اجرائی بسیار اهمیت می‌داد، ولی از پشتیبانی مسئولان کشور برخوردار نبود، چون در آن مقطع، تامین امنیت دغدغه آنها نبود. شوشتری در دوران مدیریتش با وجود اینکه هیچ یک از جریان‌های سیاسی همراهی اش نمی‌کردند، همه توانش را بکار گرفت و طرح‌های متعددی تنظیم کرد و کارها را پیش برد، تا اینکه حادثه حمله آمریکا به عراق پیش آمد.


اجرای طرح مانور عاشورای 5


بعد از حمله آمریکا به عراق، برآورد می‌شد که حرکت بعدی آمریکا، به سمت ایران باشد. برهمین اساس، مانوری با عنوان عاشورای 5 طراحی شد. سپاه محورهای تهدید و خطر را بیشتر، از سمت شهرهای کردستان؛ مثل بانه، مریوان  و سقز می‌دانست.


شوشتری در مقطعی از دوران فعالیتش، برای ایجاد استحکامات و موانع مورد نیاز جهت مقابله با تهدیدهای بیرونی تلاش کرد. او انرژی  و وقتش برای ایجاد استحکامات را در محورهائی گذاشت که احتمال تهدید از آنجا وجود داشت. در این راه از یگان‌های مهندسی هم کمک گرفت. شوشتری برنامه‌ها و طرح‌های دفاعی متعددی برای مقابله با تهدیدهای آمریکا در غرب تهیه کرده بود.


شوشتری در قرارگاه حمزه مجبور بود فعالیت‌ها را از زنجان تا کردستان مدیریت کند. در دوره فرماندهی او مانند دوره احمد کاظمی، دغدغه حل مشکلات درون سازمانی و برون سازمانی وجود داشت.


مهار ناآرامی در مناطق کردنشین ایران پس از دستگیری عبدالله اوجلان

در اسفند سال 77، موساد اسرائیل در اقدامی برنامه ریزی شده، اوجلان را دستگیر کرد و تحویل ترکیه داد. به محض دستگیری اوجلان اکثر شهرهای کردنشین ایران درگیر این حادثه شدند و در دفاع از اوجلان تحرکاتی را آغاز کردند. اینها نشئت گرفته از اقدامات روانی، تبلیغاتی و سیاسی بود.


می‌توان گفت واگرائی قومی تاثیر خودش را گذاشته بود و در این حادثه خود را نشان داد. در سنندج، سقز، مهاباد، ارومیه و شهرهای دیگر اغتشاش و درگیری به وجود آمده بود.


در آن وضعیت، آقای شوشتری با بهره گیری از توان موجود و اختیارات مدیریتی اش تلاش کرد این غائله را مهار کند. یادم هست در دوران ایشان یک نفر از اشرار دائم الخمر در مهاباد، در درگیری با نیروهای انتظامی کشته شد.


بعد از این جریان، پ.ک.ک. با قهرمان سازی، حدود دو سه ماه مهاباد را به هم ریخت و از حالت طبیعی خارج کرد. این گروه برای نا امن کردن منطقه، برنامه ریزی کرده بود.


آقای شوشتری از همان دوران شروع حوادث کردستان در اوایل انقلاب، مثل خیلی از عزیزان در پاکسازی سنندج حضور داشت و اطلاعات اولیه درباره کردستان و تجربه کار در آن مناطق را کسب کرد.


شوشتری باهوش بود و به مطالعه علاقه داشت. او سعی می‌کرد با افراد گوناگون ارتباط برقرار کند و از تجربیاتشان استفاده کند.. همچنین مستندات را خوب مطالعه می‌کرد و اطلاعات لازم را بدست می‌آورد. استناد حرف‌هایم، طرح‌های تهیه شده در دوره فرماندهی اوست.


قبل از شوشتری، طرح‌های زیادی تهیه شده ولی ابتر مانده بود. او آمد بر اساس وضعیت منطقه در طرح‌ها تغییراتی داد، طوری که با اجرای آنها امنیت منطقه تثبیت شد.»1


تلاش برای وحدت شیعه و سنی

روایت سردار مهدی مهدوی نژاد:

آقای شوشتری یک فرمانده میدانی بود و در جنگ رشد پیداکرده بود. انسانی مقاوم، استخوان‌دار، محکم، شجاع و متشرع بود و خیلی ویژگی‌های مثبت دیگر داشت.


او به‌خوبی، هم جبهه‌های غرب را می‌شناخت و هم جبهه‌های جنوب را. باهم ارتباط تنگاتنگی داشتیم؛ به‌خصوص در چهار عملیات منطقه ماووت و در عملیات مرصاد.


حتی بعد از جنگ هم لحظه‌ای آرام و قرار نداشت. مدام به یگان‌ها سرکشی می‌کرد. یگان‌ها که کمی سامان گرفتند، مهم‌ترین وظیفه خودش را فعالیت و ایجاد وحدت بین شیعه و سنی در سیستان و بلوچستان دانست تا اینکه در نهایت، به دست شقی‌ترین افراد به شهادت رسید و مزد خودش را از خداوند گرفت.»2


منابع:

1-صادقی، رضا، تاریخ شفاهی دفاع مقدس: کردستان در بحران امنیت و محرومیت: روایت: سردار حسن رستگار پناه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه، تهران، 1398 صص 404،405،407،408،409،410،425

2- احسانی، حسینعلی، تاریخ شفاهی دفاع مقدس: سرو قومس، روایت: مهدی مهدوی نژاد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه ، تهران ۱۴۰۲، صص398،399

اخبار سپاه پربازدیدها استان ها عکس