منطق مقاومت ایران در برابر آمریکا

یادداشت/

منطق مقاومت ایران در برابر آمریکا

منطق مقاومت ایران در برابر آمریکا
سید امین حجازی (دکترای روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی) در یادداشتی به این پرسش که چرا ایران در برابر فشارهای آمریکا مقاومت می‌کند و آیا فشار حداکثری می‌تواند به تسلیم ایران بینجامد پاسخ داده است.
کد خبر: ۳۹۸۲۹
يکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۳

به گزارش سپاه نیوز، سید امین حجازی (دکترای روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی) در یادداشتی به این پرسش که چرا ایران در برابر فشارهای آمریکا مقاومت می‌کند و آیا فشار حداکثری می‌تواند به تسلیم ایران بینجامد پاسخ داده است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:


پرسش اصلی این است که چرا ایران در برابر فشارهای آمریکا مقاومت می‌کند و آیا فشار حداکثری می‌تواند به تسلیم ایران بینجامد؟

پاسخ را باید در مجموعه‌ای از عوامل دینی، تاریخی، انسانی و ژئوپلیتیکی جست‌وجو کرد؛ عواملی که مقاومت را به پدیده‌ای فراتر از تصمیم‌های مقطعی سیاسی تبدیل می‌کنند. 

۱. منطق دینی: مقاومت در برابر ظلم
در فرهنگ شیعی، واقعه کربلا و قیام امام حسین (ع) الگویی ماندگار از ایستادگی در برابر ظلم و دفاع از حق و کرامت انسانی است. این میراث دینی، یکی از مهمترین سرچشمه‌های فرهنگی مقاومت در ایران است.


۲. منطق تاریخی و ملی: دفاع از استقلال و غرور ایرانی
ایران دارای تمدنی دیرپا و حافظه تاریخی مملو از تجربه‌های تعامل و تقابل با قدرت‌های خارجی است. تجربه مداخلات بیگانگان، به‌ویژه در تاریخ معاصر، حساسیت نسبت به استقلال و حاکمیت ملی را تقویت کرده است. از این منظر، فشار خارجی، تلاشی برای محدود کردن حق تعیین سرنوشت کشور تلقی شود. در چنین شرایطی، غرور ملی مانع تسلیم در برابر زورگویی دیگران است.


۳. منطق انسانی و جهانی: مقاومت در برابر زورگویی
مقاومت در برابر سلطه، زورگویی و تحمیل خواسته‌های یک‌جانبه، پدیده‌ای مختص ایران یا فرهنگ شیعی نیست؛ بلکه واکنشی انسانی، منطقی و در بسیاری از موارد اجتناب‌ناپذیر است که در اکثر ملل و فرهنگ‌ها تجربه شده است. هر جامعه‌ای که با تحقیر، تهدید، اشغال یا تلاش برای تحمیل اراده بیرونی روبه‌رو شده، معمولاً در برابر آن واکنش نشان داده است؛ زیرا پذیرش بی‌چون‌وچرای خواسته‌های قدرت مسلط، در هیچ فرهنگ و ملتی، امری پذیرفتنی نبوده است.

نمونه روشن این واقعیت، استقلال آمریکا از بریتانیاست. ساکنان مستعمرات آمریکایی، با وجود برتری نظامی و سیاسی امپراتوری بریتانیا، سلطه آن را نپذیرفتند و در نهایت برای استقلال جنگیدند و مقاومت در برابر قدرت مسلط را راهی منطقی برای دفاع از استقلال و حق تعیین سرنوشت خود دانستند.
مقاومت مردم فرانسه، هلند و نروژ در برابر اشغال نازی‌ها، ایستادگی روسیه در برابر ناپلئون و آلمان نازی، مقاومت مردم الجزایر علیه استعمار فرانسه و همچنین مقاومت مردم ویتنام علیه اشغالگران آمریکایی، به شیوه‌های متفاوت همین الگو را نشان می‌دهند. در همه این موارد، برتری نظامی یا اقتصادی قدرت مهاجم لزوماً به تحقق اهداف سیاسی آن منجر نشد. موضوع فلسطین نیز بیانگر آن است که تداوم اشغال و استفاده از زور، می‌تواند چرخه‌های طولانی منازعه و مقاومت ایجاد کند.

وجه مشترک این تجربه‌ها آن نیست که همه مقاومت‌ها به پیروزی فوری یا کامل می‌رسند، بلکه این است که مقاومت در برابر تحمیل، واکنشی جهانی و قابل فهم است. ملت‌ها ممکن است هزینه‌های سنگینی بپردازند، اما الزاماً حاضر نیستند استقلال، کرامت یا حق تعیین سرنوشت خود را صرفاً به دلیل برتری مادی طرف مقابل واگذار کنند. زور می‌تواند خسارت وارد کند، اما لزوماً مشروعیت ایجاد نمی‌کند یا اراده سیاسی طرف مقابل را تغییر نمی‌دهد. از همین رو، تصور اینکه فشار شدید به‌طور خودکار و اجتناب‌ناپذیر به تسلیم منجر می‌شود، با تجربه تاریخی ملت‌های مختلف سازگار نیست.

۴. منطق ژئوپلیتیکی: مقاومت به‌مثابه راهبرد بقا و بازدارندگی
ایران در منطقه‌ای قرار دارد که رقابت قدرت‌های بزرگ، منازعات منطقه‌ای، اهمیت خلیج فارس و تنگه هرمز و مجاورت با کانون‌های متعدد بحران، جایگاه امنیتی آن را شکل می‌دهند. از این منظر، مقاومت صرفاً مسئله‌ای ایدئولوژیک نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از محاسبات امنیت ملی، حفظ قدرت چانه‌زنی و جلوگیری از تحمیل ترتیبات امنیتی نامطلوب باشد.
از نگاه تصمیم‌گیران ایران، عقب‌نشینی یک‌جانبه در برابر فشار ممکن است به افزایش مطالبات طرف مقابل و تضعیف قدرت بازدارندگی منجر شود.


تصویر آینده
فشار حداکثری ممکن است هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی بر ایران تحمیل کند، اما تحمیل هزینه با وادار کردن یک کشور به تسلیم یکسان نیست. هرچه فشار بیشتر آمریکا به‌عنوان تهدیدی علیه استقلال، هویت ملی و امنیت ایران درک شود، احتمال تقویت انگیزه مقاومت نیز بالا می‌رود. 
در این میان، نکته‌ای بنیادی وجود دارد: مقاومت در برابر زورگویی، تحقیر و تحمیل اراده یک قدرت خارجی، واکنشی صرفاً ایرانی یا وابسته به یک فرهنگ خاص نیست؛ بلکه رفتاری منطقی، قابل پیش‌بینی و بارها تجربه‌شده در میان ملت‌ها و تمدن‌های گوناگون است.

بنابراین، سرنوشت تقابل ایران و آمریکا صرفاً با مقایسه توان اقتصادی و نظامی دو کشور تعیین نمی‌شود؛ بلکه به مشروعیت اهداف، محاسبات امنیتی، تاب‌آوری اقتصادی، و انسجام سیاسی ارتباط دارد.
 
فشار ممکن است ایران را با هزینه‌هایی روبه‌رو کند، اما خلاف باور ترامپ، قطعا منجر به تسلیم ایران نخواهد شد.

برچسب ها: یادداشت
اخبار سپاه پربازدیدها استان ها عکس